خیلی خوش گذشت...جاتون حسابی خالی بودش.
گفتیم ٣ روز تعطیله بزنیم بریم دیزین یُخده بحالیم..اسکی کنیم!
همچین گفتم اسکی کنیم خودم باورم شد اسکی باز حرفه ای ام!! ولی با اینکه تازه کارم به استعداد نهفته ی خودم تو این ورزش باحال پی بردم..(خالی بندی در حد تیم ملی)______نه جدی! ٣تا خواهری تصمیم گرفتیم یاد بگیریم..! خدا کنه اینم مثه جوگیریای همیشگیمون نشه...!
دو روز اونجا بودیم و در عین حال قندیل های متحرک...!!! یخیدیم به خدا.همه نوک دماغا و لپامون شده بود رنگه گوجه فرنگی(چه باکلاس.. الان که گوجه گیر نمیاد) حالا!
روز اول چون دیر رسیدیم و هیشکی حس اسکی نداشت.با تله کابین رفتیم بالا! پیادیدیم یه ذره اسکی کردن مردم و نیگا کردیم و یه جورایی دپسرده شدیم!!
بهد رفتیم یه هات چاکلت مشت نوشیدیم و گرمیدیم نه اینکه خیلی فعالیت بدنی کرده بودیم و اسکیده بودیم سردمون شده بودش! راستی یه چیز باحال کشف کردم به هم زدن یه پودر شکلات تو آب جوش 1000 تومن خرج برمیداره(گرونیه ها!) منظور اینه که اگه خودت غاطیش کنی 1500 (کلاسنو) اگه آماده بگیری 2500!!!! 
برگشتنی ام باز داشتیم اسکیدن مردم و نیگا میکردیم و هی این زانوی غممونو به بغلمون میفشردیم!×! (سعی کن اینکارو نکنی! افسرده میشی..مادر!)
___________________________
__________________________
صبح روز بعد:
چوب اسکی و باتوم و کفشاشو اجاریدیم و رفتیم که بریم!
یارو پسره انقد گفت واسه ترمز باید 8 (فارسی) بری که 2 روزه تو مخم فقط 8 اِ!!!!
خلاصه خیلی فاز داد بهمون.. و همون طور که گفته شد قصد تجدید این فاز و داریم!!
فعلا باید پول تو جیبیارو بذارم بانک(پاسارگاد خوبه؟) تا بشه یه 400.500 هزار!
بعد برم وسایل اُ اینا بخرم و شروع کنم...( یا علی)
موقع برگشت به طهرون ام ماشینه رفیقمون روشن نمیشد...! ما ام منتظر شدیم که درست شه با هم بیایم.. دیر شد! منم که جمعه یعنی امروز که میشد فرداش فاینال زبان داشتم.اگه دیر میشد یا کنسل میشد اومدنمون یه ترم دیگه مهمون بودم!__________درست شد! به کمک و یاری هموطنان عزیز در امداد خودرو و تلاش بی وقفه ی مهندس!(رفیقمون)
میدونیکه یه جاده چالوسه و اون همه پیچ که بابایی لطف کر با سرعت هوارتا اومد و باعث شد حال بدیدگی پیدا کنیم!!!
خیلی خوش گذشت... جاتون خالی بود..(بود؟ نبود؟ جای دوستام خالی بود!)
دفعه ی بعد خواستیم بریم آمارگیتونو اعلام کنید اِکیپ شیم بریم.. بخندیم!
_____________________فاینال___________فاینال__________________________
خوب بود آسون بود..40 نشم 42 اَ رو میشم!!
__________________________________________________________________
آخ افسرگی حاد پیدا کردم(گم شده بود؟) شب چله کجا تلپ شیم؟
میدونی ما طحرون فامیل زیاد نداریم... اکثرا تبریزن!! (یاشاسین آذربایجان)
حالا یه جایی پیدا میشه! خونه که داریم نه؟!

پ.ن : چقد منو دوس دارین شما!!!!واای چقذِ نظر!!! خجالت داره والا! من انقد زحمت میکشم آپ میکنم و طنزیاتم و ارائه میدم اونوخ شما نظر نمیدین؟!!! بی معرفتانِ__ بی معرفتینَ__________بی معرفتَ!! از عربی متنفرم!
+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_
+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+
______________
__________
_______شَب چلّه خوش__________________
_______________________________________________________*بوس ؛ بای*

![]()
نام علی : عدالت -- راه علی : سعادت -- عشق علی : شهادت -- ذکر علی : عبادت --
*عید علی مبارک*
لیلی
پول نداریم....وَن؟
مینی بوس؟؟ چی؟؟؟ پول دادین؟!
.
.
.
کلاس کارمون اومد پایین!!
تا حالا هرروز با وَن میرفتیم و میومدیم الان دیگه درش تخته شد... مدرسه گفت بودجه به وَن نمیرسه!!!




با مینی بوس میریم...دست دست...بیا×! جیغ...دعوا...نزن!!
امروز که کلا کتک کاری بود ... ما بچه های سوم مثلا میخواستیم جذبمونو نشون بدیم..که ما قلدریم و ...اینا! آخه میخواستیم بشینیم تهِ مینی بوووس این دومای پررو نمیذاشتن!!! اشکمونو در آوردن!! هه! مثلا ما باید اشکشونو در میاوردیما...
ا نگار نه انگار سومی تو! هرچی میگی جذبت نمیگیرتشون [خیلی بده نه؟]
.....................
خیلی خوش میگذره... مدرسه
.
.
ببینم دلت واسه دوران مدرسه و درس خوندن و اینا تنگ نشده؟؟

لیلی
پ.ن: مینی بووووس یا مینی بوس؟
١.٢.٣....٢٠....۶٠...٧٨..؟؟؟
.
.
.
وااای ببین چند روزه که سر نزدم به این بلاگ و دم و دستگاش!!!
میدونم خیلی دلتون برام تنگیده بود__●.:__
___:.●___از تعداد نظرام فهمیدم! هه!!
حالا...(بی معرفتا) یه خبری !
حال احوال پرسی چیزی بابا!!!
مهم اینه که دل من واستون یه ذره(●حدودا اندازه ی سوراخ جولاب مورچه●) شده بود!
خب... یذره بفکرم...مممم! آها! رفتیم مدرسه...!
کلاسامونو عوضیدن بی تربیتا!
درس میخونیم...نمیخونیم! آره نمیخونم!
انضباطمم که دیگه ترکونده کل مدرسه رو!!!
من که ساکتم
اصلنم شلوغی نیکنم فقط یه خورده زیاد از دیوار میرم بالا و یه خوردهام کلاسارو میپیچونم با یه خوده زیاد حرف زدن و آخرشم حرکات موزون!!! نه ! من؟ تو مدرسه!؟
نمیدونم با این همه نزاکت و نظم و قانون مداریم واس چی دادن 15؟!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفتم ترکوندم!!! ایشالا دی جبران میشه!! اگه از 15 پایینتر شه میرم قاتی اخراجیا!
.

.
.
.
راسی عیدکمتونم مبارک باشه.
هر 2تاشون...
از این به بعد زود زود آپینگ میکنم!


● *. بای.*●
«شب قدر» واژهای قرآنی است. این شب در قرآن، در سوره قدر، با صفت «مبارکه» یاد شده و بهتر از هزار ماه دانسته شده است. « انا انزلنه فی لیله مبارکه، لیله القدر خیر من الف شهر »
(ما قرآن را در شب مبارک فرو فرستادیم. شب قدر از هزار ماه برتر است.)
در شب قدر، همه امورات عالم اندازهگیری میشود و به تصویب حجت خدا در هر زمان میرسد. دقیقاً معلوم نیست شب قدر کدام شب است؛ گروهی آن را در طول سال محتمل میدانند و گروهی در ماه رمضان، گروهی یکی از 12 شب آخر این ماه و گروهی یکی از شبهای بیست و یکم، بیست و سوم و نوزدهم ماه رمضان را شب قدر میدانند. شیعیان نیز عموماً شب بیست و سوم را شب قدر میدانند.
این شب دارای اعمال فراوانی است که در کتب دعایی مذکور است. خوابیدن در شب قدر مذموم و شبزندهداری در آن مستحب است.
بنا بر روایات، روز قدر هم به اندازه شب قدر ارجمند است. دعا و استغفار در شب قدر، وظیفه دانسته شده است و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بر دعا در آن و طلب عافیت از خداوند تأکید فرمودند.
پ.ن: امشب کلی دعا و استغفار و..کردم و هزار تا الهی الاعف گفتم..و یه عالم مروارید از چشام سرازیر شد و تمام مدت به این می اندیشیدم که من الان تو 13 /14 سالگی گناهم چی میتونه باشه؟؟؟
پ.ن٢:
میگم الوات کوچه و خیابون شب عزاداری و عروسی نمیشناسنااااااااااااا.... در حالیکه همه دارن از یه گریه کنون و توبه کنونه حساب برمیگردن اونا فقط به فکر اینن که تا یه دختر ( فرقی نداره چه شکلی باشه!!) از کنارشون رد بشه یه تیکه خوشگل و مشت بارش کنن و ...
نئجه راحت یاتیسان بیر گجه بیز سیز آتا جان
قوروماز گوز یاشیمیز بیر گجه سن سیز آتا جان
بیز سنه بلبلودوخ سن ده بیزه باغ و چمن
نئجه بلبل یاشاسین باغ و چمن سیز آتا جان...؟
پ.ن: با هر تلفظی که دوست داری بخون... ولی سعی کن درست بخونی!
پ.ن: هر کی همشهریه بگه...
روحش شاد...

یادت همیشه در خاطر ماست آقا جون ...
دیدی آدم تو ماه رمضون چقدر اهل عبادت میشه؟؟؟ اونم از نوع خواب! عبادتیه که وقتی روزه ای تمومی نداره!!!! هر شب کم کمش تا ٣ بیدارم!!!!! آخه روزش انقدر خوابیدم که دیگه مغزم ErOr داده... 
میگه ظرفیت خوابت تکمیله...
منم که بیکار ! میشینم فیلمای جذاب و محشر و تکراری شبکه 1رو میبینم...
سریالای ماه رمضون سال پیش و پیشش!که فکر کنم به خاطر در خواست های بیشمار بینندگان عزیز دوباره پخش میشن!!
خوب اینام که تموم بشن دیگه کاری ندارم... حدودا یه ساعتی به وقت سحری خوردن مونده.. که نه میشه خوابید و نه میشه منتظر موند!
سحری رو هم همون موقع میخورم و میخوابم.. برا نماز صبحم که خواهرام باید با یه پارچ آب و اینا بیدارم کنن.! بعد نماز که دیگه وقت بیدار شدنه من تازه وقت خوابمه!
فکر میکنی تا کی میخوابم؟؟؟؟؟؟
11؟ نه!
12؟ اونم نه!!!!

حد اقلش باید تا 1 و 2 بخوابم تا یه وقت کسالتی برام پیش نیاد!
به قول آبجی بزرگه ی محترمه از وقتی که چشام هنوز باز نشدن پای اینترنت و کامپیوترم!!!

آخه تو ماه رمضون پای نت نباشی کجا باشی؟؟ هوا هم که گرمه آدم اصلا نمیتونه پاشو از خونه بذاره بیرون!
ساعت میشه حول و حوشه 3 ! دیگه وقت خوابه ظهره!!!!!!!! میخوابم تا 6!!!
اینم یه جور عبادته! از 6 تا اذان هم که نمیگذره... هر ثانیه یه دقیقه شایدم بیشتر!
کار دیگه ای غیر از میخکوب شدن جلوی TV هم که نمیشه کرد. واااااای که من عااشقه این برنامه های جذاب شدم... آخی!!

نمیدونم واقعا اینا IQ بیننده هارو در چه حدی تصور کردن که این برنامه هارو پخش میکنن... با اون مجری هایی گلشون.!
5دقیقه ی مونده به اذان هم که دیگه Stop میکنه! یا یه نفر میاد برات احکام شرعی رو میگه!!!!!
بعد افطار :
همه مون میخوایم 14 . 15 ساعتی رو که گشنه بودیم ییهو جبران کنیم.. که باعث منفجر شدنمون میشه!
وااای سریالایه جذابیکه بعد افطار میده رو نگو... که همه رو هلاک کرده!
من که واقعا هیچ کدومو غیر از روز حسرت نیگا نمیکنم!
اونم کارگردانش و بازیگراش خوبن.. فکر نمیکنم فیلمنامش خوب باشه..!
ساعت 11 انام که تازه هوس پارک گردی میزنه به کلمون!
3 تاخواهری گاهی هم با مادر گرامی جنشواره ی 30 پارک در 30 شب رو برگزار کردیم. تا حالا پارک های ملت و میعاد سپری شدندی..!
جشنواره ی (30 پارک در 30 شب) همراه با ورزش
هایی از قبیل پیاده روی یا همون پارک گردی،بدمینتون،
والیبال و...برگزار میشه!
بعدم که ساعت 1.2 میایم خونه... و همون روالی که گفتم سپری میشه تا فردا!!!!!
اینم از اندر احوالات یک روز روزه داری!!

سر سفره های افطارتون مارو از یاد نبرید...
راستی من لی لی ام نه لیلا و لِیلی.!!
ای اهل ایمان بر شما هم روزه داشتن فرض گردید چنانکه امم گذشته را فرض شده و این دستور برای آن است که پرهیزکار شوید.
( بقره ـ۱۸۳)
مهمانی بر سفره رحمت الهی گوارایتان باد.
****
بازم بوی خوش ماه رمضان به مشاممون میرسه
صدای ربنای استاد شجریان. اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی و...
لحظه ی افطار همه خوشحالیم چرا؟
تونستیم و توفیق اینو داشتیم که یه روز دیگه به خاطر محبوبمون، به خاطر معبودمون به خودمون سختی بدیم و تو یه روز گرم و بلند تابستونی لب به آب و غذا نزنیم
تونستیم و توفیق اینو داشتیم که هرچی کینه تا اون روز تو دلمون بود خالی کنیم و جاشو با یاد خدا پر کنیم
تونستیم و توفیق اینو داشتیم که لب از تهمت ، دروغ، بددهنی ، غیبت و ... فروببندیم و آیه های پاک و آسمونیشو رو لبامون بنشونیم
وای چه حالیه شبای قدر
خوابو که میشناسین. ساعت ۱۲ نشده هر شب پشت در چشمامون خودشو میکشه و ماهم دست از پا درازتر تسلیمش میشیم
و اما شبای قدر بهش اجازه نمیدیم مزاحم عبادتمون بشه تا خود صبح خدا رو صدا میکنیم تا صدامونو بشنوه
ازش میخوایم ببخشتمون بخاطر همه ی ندونم کاریامون، بخاطر همه ی غفلت هامون. ما بنده های کوچیکش همیشه اشتباه میکنیم، خیلی وقتا یادمون میره که خدایی اون بالاست که همه کارامونو میبینه ولی اون بزرگه همیشه میبخشتمون همیشه باهامونه دستمونو میگیره حتی اگه خودمون متوجه نباشیم
اینم شعر معروف مولوی که بسیار پرمعنا و زیباست:
این دهــان بستی دهــانی باز شـــد لــب فـروبــند از طـعـام و از شـــــــراب گـر تــو این انبان ز نـان خــالی کـــنی طــفل جـان از شـیر شــیطان بــاز کن چند خوردی چرب و شیرین از طـعــام چــند شــب ها خواب را گشتی اسیر ( التماس دعا)
کـو خـورندهی لــقمـه های راز شـــد
ســـوی خوان آسـمــانی کن شـــتاب
پـر زگـــوهــــر هـــای اجــــلالی کـــنی
بــــعـــد از آنـــش بـا مـــلک انـــباز کــن
امـــتحـــان کــن چـــند روزی با صــیام
یــک شـــبی بــیدار شــو دولـــت بـگیر

